اشتباهی شده‌ام عاشق

اشتباهی شده‌ام عاشق چشمان شما عفو کنید!
یا پریشان شدهء موی پریشان شما عفو کنید!

دست من نیست که عاشق شده احساساتم!
اینکه چشمم شده گریان شما، عفو کنید!

جان من چیست که قربانی عشقی باشد؟
جان صد طایفه قربان شما عفو کنید!

من کی‌ام شعر بگویم بکنم وصفِ شما؟
همهء عمر شدم گر چه غزلخوان شما، عفو کنید!

این چه ذکری‌ست که جاری شده بر رود لبم!
کفر من له شدهء صولت ایمان شما، عفو کنید!

من کجا؟ میل پریدن ز هواتان بکنم؟
بند بند نفسم بسته به زندان شما عفو کنید!

گرچه هی گفتم و گفتم که چه چشمی دارید!
اشتباهی شده‌ام عاشق چشمان شما عفو کنید

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی